در جنگ نرم دقیقاً اهداف جنگ سخت
دنبال میشود. و تنها تفاوتش با جنگ سخت محسوس و عینی نبودن و به چشم نیامدن تلفات
آن است. جنگ نرم بسیار پیچیدهتر و خطرناکتر از جنگ سخت است و مردم، به ویژه
نخبگان کمتر به آن توجه دارند و همین بیتوجهی نخبگان و خواص، زمینهی موفقیّت
جنگ نرم را بیشتر محقق میسازد.
مدتهاست تعبیر «جنگ نرم» از سوی مقام معظم رهبری مطرح شده و به شکلهای گوناگون
دربارهی آن توضیحاتی ارایه شده است. در این مقاله برآنیم تا به بررسی تفاوت و
شباهتهای جنگ نرم و سخت و نیز بررسی ابعاد و لایههای جنگ نرم بپردازیم و مصادیق
آن را در نظام جمهوری اسلامی ایران مورد واکاوی قرار دهیم. جنگ نرم و جنگ سخت
(نظامی) اهداف مشترکی دارند؛ در هر دو، نیروی متخاصم سه هدف راهبردی را دنبال میکند
جنگ نرم چیست؟
جنگ نرم، یکی از روشها (تاکتیک)های
مقابله و مبارزهی دو جناح یا دو طیف متخاصم است. وقتی اهداف، برنامهها و منافع
دو جریان (دو طیف) با یکدیگر منافات پیدا میکند و در واقع تداوم بقای هر یک منوط
به تسلیم و یا از میان رفتن طیف دیگر میشود، صفآرایی و جنگ بین این دو جناح آغاز
میگردد و هر یک ضمن دفاع از خود، سعی در از میان برداشتن دیگری مینماید.
الف - سبک جنگها متفاوت است و در هر جنگی نیز روشها (تاکیتکها) و
تسلیحات (ابزار) متفاوتی به کار گرفته میشود. مثل جنگ سخت (مسلحانه، نظامی) با
شمشیر و یا بمبهای خوشهای و لیزری و اتمی – جنگ اقتصادی با شیوهها و رقابتهای
ناسالم، مخرب و نابود کننده مثل تحریم و با استفاده از ابزار متفاوت بانک، بیمه،
حمل و نقل، قوانین صادرات و واردات، قوانین بینالملل و ... – جنگ نرم یا همان جنگ
روانی با ابزار تبلیغاتی و امروزه رسانهای.
ب – روش تبلیغ و ضد تبلیغ به هر نوعی، مانند: دروغ پراکنی، شایعهسازی،
ایجاد شبهه، تخریب شخصیت، ایجاد تهدید واهی، ایجاد امید واهی، تغییر باورها، تهاجمهای
فرهنگی و ...، همه از عرصههای متفاوت «جنگ نرم» است و هر ابزار تبلیغاتی، اعم از
تریبون، منبر، قلم، کتاب، اینترنت، جراید، فیلم و هنر، شعر و موسیقی و ... نیز از
ابزار این جنگ وسیع و مؤثر قلمداد میگردد.
ج – این که واژهی «جنگ نرم» در گوگل معادل ندارد، سخن احمقانهای است که
زیبا کلام مطرح نموده است. قرار نیست که هر واژهای در گوگل معادل داشته باشد و
اگر نداشت، معنایی نداشته باشد و یا مصداق آن در خارج فاقد واقعیت باشد. گوگل کتاب
مرجع و منبع علمی ما نیست. غربیها از واژهی «soft power» به معنای «قدرت نرم» استفاده میکنند که
البته اگر چه در معنا نزدیک است، اما آن جامعیت در بیان موضوع را ندارد. چرا که
«جنگ نرم» سیاست و عمل آن «قدرت نرم» برای براندازی است و نه خود آن.
د – تاریخچهی «جنگ نرم» را میتوان از دو منظر «عام» و «خاص» مورد بررسی
قرار داد.
از منظر آن، جنگ نرم از همان موقعی روش و تاکیتک دشمن قرار گرفت که ابلیس بر خود
تکبر نمود و بر انسان حسادت برد و چنین قسم خورد:
«قالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعينَ» (ص - 82)
ترجمه: گفت: (سوگند) به عزّت تو كه همگى آنان را گمراه خواهم ساخت.
اغوا، یعنی فریب دادن، مستلزم جنگ نرم است و روش آن نیز خلاف نشان دادن حقایق و
واقعیات است. راست را دروغ، دروغ را راست، امنیت را تهدید و تهدید را امنیت، یقین
را شبهه و شبهه را یقین کردن، زشت را زیبا و زیبا را زشت جلوه دادن و ...، همگی
همان «جنگ نرم» است. لذا شیطان پس از آن که گناه انحراف و سرپیچی خود را که ناشی
از تکبرش بود به گردن خداوند سبحان انداخت، گفت:
«قالَ رَبِّ بِما أَغْوَيْتَني لَأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَ
لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعينَ» (الحجر - 39)
ترجمه: آن گاه شيطان گفت: خدايا [حال که] مرا گمراه كردى من نيز در زمين (همه چيز
را) در نظر فرزندان آدم جلوه ميدهم (تا از ياد تو غافل شوند) و همهى آنها را
گمراه خواهم كرد.
در تاریخ بشر و به ویژه تاریخ اسلام نیز نمودهای بارزی از «جنگ نرم» دیده میشود
که شاید بتوان به روشها و تاکیتکهای تبلیغی و ضد تبلیغی معاویه و سپس عمر عاص
لعنتالله علیهما، به عنوان یکی از شاخصترین آنها اشاره و استناد نمود. از او
پرسیدند: چرا برای مقابله با حضرت علی علیهالسلام این قدر پول خرج می کنی؟ گفت:
هزینهاش از هزینهی جنگ کمتر است.
ھ – اما از منظر خاص یا همان تئوری آکادمیک، «جوزف نای» اولین کسی است که
آن را به صورت علمی و تحت عنوان «قدرت نرم» مطرح کرد. در این نظریه نیز چنان چه
بیان شد، مهمترین حوزهی اعمال و تأثیرگذاری قدرت نرم بر طرف مقابل، حوزهی رسانه
است. بهرهگیری از رسانهها و امكاناتی كه فرد را قادر میسازد تا برای تأثیرگذاری
بر طرف مقابل، به اِعمال قدرت بپردازد.
شاید در جهان غرب «سان تزو» اولین کسی باشد که در این موضوع کار کرده است. او در
کتاب «هنر جنگ» مینویسد: «میشود جنگید، اما مهمترین کار این است که شما در یک
نبرد بدون جنگ، پیروزی را به دست آوردید» و در تشریح چگونگی آن مینویسد: «باید به
استراتژیهای رقیب و روحیهی او حمله كرد؛ بهگونهای كه آنها بپذیرند كه شكست
خواهند خورد. اگر كسی در ذهنش بپذیرد كه شكست میخورد، حتماً در دنیای واقه نیز
شكست خواهد خورد. زیرا آنچه فرد را به مقاومت تشویق میكند، روحیه است.

جنگ سخت ادامه جنگ نرم است به نوعی
دیگر
چنانچه در فضای امروزی جهان و شرایط پیچیده روابط بین المللی بنگریم، مشاهده می
شود که جنگ نرم به عنوان یک روش بسیار کم هزینه (مادی و غیر مادی برای رسیدن به
اهداف قدرت های استکباری و استعماری به کار برده می شود. در جنگ نرم که اساس آن بر
تصاحب قلب ها و مغزهاست، مدیریت حب و بغض و هدایت شک و یقین به عنوان اساسی ترین
استراتژی ها به کار می رود.
روش های براندازی از براندازی های مستقیم و یا براندازی غیر مستقیم اما سخت
(کودتای نظامی) به براندازی های غیر مستقیم و نرم تغییر یافته است به عبارتی زمانی
که دموکراسی غربی در جوامع هدف به وجود آمد، به وسیله ابزارهای نرم نظیر روزنامه،
تلویزیون، سینما، تئاتر (و دیگر هنرها) کودتا را در دولت مغزها و قلب ها ایجاد می
نمایند. با تزئین زشتیها در مقابل چشم انسان ها و خوش صدایی آن برای گوش های آنان،
کاری می کنند تا مردمان آن جوامع آزادانه انتخاب نمایند! اما انتخابی که آنان
قبلاً برای آنان ساخته اند. این مسئله در جوامعی مانند ما که دارای عنصر بصیرت در
تصمیم گیری های خود به واسطه وجود سیستم رهبری ولایی است ناکارآمدی خود را آشکار
ساخته است.
حوادث قبل و بعد از انتخابات 22 خرداد 88 و شکست پروژه های نخ نما شده ای مانند
آژاکس 2 که مبتنی بر کودتای نیابتی(cupe proxy) یا کودتای از راه دور (tele cupe) شاهدی بر
این مدعاست که وجود عنصر بصیرت در نگاه شیعی و بسط بصیرت توسط رهبری ولایی انقلاب
اسلامی، زمینه براندازی هایی از این دست را از بین می برد.
اما آنچه امروز در عرصه فشارهای اقتصادی و دیپلماتیک و تهدیدات نظامی بر کشور
جمهوری اسلامی ایران وارد می گردد، در ادامه همان جنگ نرم است. تهدید نظامی، حتی
اگر عملی شود مصداق جنگ به مفهوم کلاسیک نیست بلکه به عنوان یک ابزار در ادامه جنگ
نرم به کار خواهد رفت.
به واقع دشمن با برآوردی غلط تصور می کند اگر فشارهای اقتصادی و سیاسی را در جنگ
نرم بیشتر نماید، زمینه تغییر درونی فراهم خواهد آمد. این در حالی است که برآوردها
و اطلاعات غلطی که توسط جریان فتنه در داخل و خارج به آنان داده می شود، خود موجب
این اشتباه استراتژیک است.
استحکام درونی نظام جمهوری اسلامی، در کنار بصیرت و شجاعت مردم و مسئولین می تواند
ما را در این منازعه پیروز گرداند.
امروز دشمن در کنار امید واهی خود به سران فتنه در داخل و خارج تصور می کند که می
تواند جمهوری اسلامی را بر سر دوراهی تسلیم و یا پذیرش نا امنی و بی ثباتی قرار
دهد.
اما دشمنان ایران اسلامی باید بدانند که با این روشها نمی توانند جمهوری اسلامی را
وادار نمایند تا تسلیم خواسته آنان شده و یا مرتکب اشتباهی در عرصه بین المللی
گردد تا آنان به اهداف خود برسند.
ملت ایران اسلامی در کنار رهبری بصیر و شجاع خویش و با همراهی مسئولین دلسوز، آگاه
و ولایتمند خواهد توانست این گردنه دشوار را به آرامی و سبکبالی مانند قبل طی
نماید و این نکته ای است مسئولینی خطوط قرمز منافع ملی و انقلابی را می شناسند می
بایست بهتر بدانند.
كالبدشكافی جنگ نرم
نگاهی به شیوه های جدید تقابل كشورها با یكدیگر
از جنگ سخت تا جنگ نرم
از جنگ جهانی دوم كه میان كشورها آتشبس
برقرار شد، طبیعت جنگ و منازعه میان 2 اردوگاه ایدئولوژیك شرق و غرب، آنچه به ظاهر
پایان درگیریها و آتش بس نامیده میشد را در یكی از ابعاد خود از جنگ و درگیری
گرم به سوی آنچه جنگ سرد نامیده میشود، كشانید و در نهایت باعث گستردگی رسانهها
بخصوص در جهان غرب شد. از سوی دیگر، رواج دموكراسی و سهمخواهیهای مردمی از قدرت
و رشد سریع آن به سبب روشنگریها و بلوغ علمی به وجود آمده در قرن 18 و 19، سبب شد
اهمیت متغیر جدیدی به نام مردم در قالبی به نام افكار عمومی روزافزون شود.
خوی قدرتخواهی و افزایش دامنه آن در غرب باز هم نگاهها را به سوی مناطق
استراتژیك جهان ازجمله خاورمیانه سوق داد و زمینه فرار از استعمار و استعمارگری در
این منطقه كه آمیخته به اندیشههای عمیق مذهبی و استقلالخواهی بود، جنگ دوم جهانی
را برای به دست آوردن دوباره منطقه به سمت جنگ نرم با ابزار نوینی به نام رسانه
هدایت كرد، در حالی كه در كشورهای منطقه خاورمیانه به دلیل شرایطی كه استعمار
گران پس از جنگ جهانی دوم در آنها به وجود آورده بودند، چندان صدای گامهای جنگ
نرم شنیده نشد و این كشورها خاموش و بیهراس مشغول رتق و فتق درگیریهای داخلی
خودشان شدند كه با دستان ماهر همان استعمار در گام اول اجرای سناریوی جنگ نرم
طراحی شده بود.
از ابتدای دهه سوم انقلاب اسلامی روشهای كهنه، فرسوده و نخنما شده رسانههای زرد
تكنفره تكبعدی آرامآرام جای خود را به رسانههایی فعالتر، به روزتر و
هوشمندتری دادند كه خود را بسرعت، از حالتی منفعل به رسانههایی تقریبا تاثیرگذار
در میان افكارعمومی منطقه تبدیل كردند
استعمارگران غربی ابتدا و با اتكا به شیوههای كهن استعماری خود از حكومتهای
دیكتاتوری حاكمان نظامی در منطقه حمایت كردند تا بتوانند روند استقلالخواهی را در
منطقه متوقف كنند و این در حالی بود كه با مشاهده عدم امكان مهار جنبشها و نهضتهای
مردمی در كشورهای مختلف و بویژه جهان سوم و منطقه خاورمیانه به این نتیجه رسیدند
كه نهتنها با اتكا به قدرت نظامی، بلكه با تدوین و تطبیق نظام سرمایهداری به
صورت یك ایدئولوژی جایگزین و در عین حال جذاب برای اقشار مختلف می توانند خلا فكری
موجود در این جوامع را با آنچه برای خودشان مطلوب است، پر كنند.
جمهوری اسلامی ایران به عنوان مهمترین كشور منطقه خاورمیانه كه موج عظیمی را با
انقلاب سال 1357 تجربه كرده بود، به دلیل تغییرات بنیادین در سیاست خارجی و به
كارگیری شعار استقلال كامل سیاسی، بیش از دیگر كشورهای منطقه خاورمیانه، در مقابل
این هجمه عظیم جنگی، اما نه با سلاح گرم قرار گرفت كه طرفهای مقابل آن دارای
تجارب زیادی در زمینه تاثیر بر افكار عمومی دنیا و ادامه جنگ و استعمار با روشهای
نوین بودند.
در واقع رویارویی ایران با 2 ابرقدرت شرق و غرب بویژه با ادبیاتی جدید، جایگاه
ایران را در چارچوب دیپلماتیك جهان پیچیدهتر كرد. در 30 سال پس از انقلاب اسلامی
ایران به دلیل ماهیت جدیدی كه در منطقه خاورمیانه تحت تاثیر ایران شكل گرفته بود،
روند جنگ نرم با رنگ و بوی پررنگتری دنبال شد. استعمارگران غربی به صراحت و وضوح
میزان تاثیرگذاری ایران را روی افكار داخلی خود و بویژه روی دیگر ساكنان این
منطقه مهم و استراتژیك كه به گفته بسیاری از كارشناسان سیاسی، ژئوپلیتیكترین
منطقه در كل جهان برای تمامی اهداف استعماری به شمار میرود، لمس میكردند و با
توجه به دورانی كه موسوم به جنگ سرد بود و با وجود به راهانداختن جنگهای وسیع
نظامی در منطقه نیز نتوانسته بودند از میزان این اثرگذاری بكاهند، اندكاندك به
این نتیجه رسیدند كه برای از دست نرفتن بیش از پیش اهداف استعماریشان در منطقه از
طریق نقش ایران به عنوان مهمترین كشور فارسی زبان، ابزارهای جنگ نرم را بیش از
قبل برای مقابله با این روند رو به رشد به كار بگیرند.
از سوی دیگر، علاقه ویژه ایرانیان به تماشای برنامههای دیگر كشورها و كمتحركی
سیاستگذاران رسانهای در كشور بخصوص در 2 دهه اول انقلاب و گوشهایی كه چندان
تمایلی به شنیدن صدای پای جنگ نرم را نداشتند، مزید بر علت شد و زمینه مساعدی را
فراهم كرد كه بسیاری از فعالان رسانهای در آن سوی مرزها، به فكر تاسیس شبكههایی
بیفتند كه با جلب مخاطبان فارسی زبان خوراك فكری مطلوب برنامهریزان را برای آنها
به ارمغان بیاورد تا بلكه از این رهآورد بتوانند این قدرت نوظهور را در منطقه
استراتژیك خاورمیانه مهار كنند.
این موضع بویژه از ابتدای دهه اول قرن 21، منجر به تاسیس تعداد زیادی رسانههای
فارسی زبان شد كه علاوه بر ایفای نقش در ظاهر رسانهای، گامهای بعدی جنگ نرم را
به صورتی كاملا ماهرانه پیش بردند. در حال حاضر بیش از 30 شبكه فارسی زبان از
آمریكا و اروپا برای ایرانیان و دیگر فارسی زبانان در منطقه و بیرون از آن برنامه
پخش میكنند و از طریق میلیونها گیرنده ماهوارهای پیامهایشان را در قالب فیلم،
تحلیل، گزارش و خبر با بهرهگیری از آخرین متدولوژیهای روز دنیا برای ایجاد
جذابیتهای رسانهای میفرستند.
حجم عظیم سرمایهگذاری و توجه به جنگ نرم با استفاده از غولهای رسانهای دنیا
بخصوص در دوران پس از جنگ دوم جهانی موجب تغییرات سیاسی زیادی در معادلات فكری
كشورها شده است و به همین دلیل نیز جنگ نرم هر روز با یك الگو و روش برای جلوبردن
اهداف، خودش را نشان میدهد.
در سالهای ابتدایی انقلاب اسلامی ایران، بیشتر شبكههایی كه از آن سوی مرزها به
برنامهسازی با زبان فارسی میپرداختند، اغلب دارای محتوایی بسیار ضعیف، كوچه
بازاری و بعضا در پی ایجاد یا زنده كردن خاطرات برای برخی سلطنت طلبان داخلی بوده
یا در نهایت به ناسزاگویی یا زیر سوال بردن مداوم اصول نظام تازه نوپای ایران به
امید واهی بازگشت به نظام و ساختار قبلی میپرداختند.
همه این شبكهها كه بدون تعارف داخل كشور و در سطح منطقه در میان فارسیزبانان،
مخاطبان زیادی را نیز یافته است، همگی به دنبال یك هدفند و آن القای دیدگاهی است
كه در این 30 سال نتوانسته بود در میان باورهای اجتماعی و فرهنگی مردم جای بگیرد.
اما از ابتدای دهه سوم انقلاب اسلامی روشهای كهنه، فرسوده و نخنما شده رسانههای
زرد تكنفره تكبعدی آرامآرام جای خود را به رسانههایی فعالتر، به روزتر و
هوشمندتری دادند كه خود را بسرعت، از حالتی منفعل به رسانههایی تقریبا تاثیرگذار
در میان افكارعمومی منطقه تبدیل كردند و به جای پخش برنامههای رقص و آواز لسآنجلسی
و حمله مداوم با عباراتی سبك به جمهوری اسلامی ایران، ژستی كاملا ژورنالیستی و
تحلیلی به خود گرفته و سعی كردند در وادی متعارفتری متناسب با افزایش فرهنگی
جامعه ایرانی و فارسیزبان كه نسبت به 2 دهه گذشته از سطح علمی و تحصیلی و به تبع
آن فرهنگی بالاتری برخوردار شده بودند، اهداف خود را دنبال كنند و با رعایت الگوهای
شیك و مدرن برنامهسازی و رسانهای روز دنیا، افكار خود را به مخاطبان القا كنند.
شبكههای مختلفی مانندصدای آمریكا (VOA) شبكه بیبیسی فارسی كه بویژه در آستانه
انتخابات ریاستجمهوری با بودجه 15 میلیون پوندی یا 22 میلیون دلاری، تاسیس شد با
اهداف استعماری پا به عرصه رسانه گذاشتند. شبكه بیبیسی فارسی كه با بودجه مستقیم
وزارت خارجه انگلستان و در لندن فعالیت میكند از سال آخر فعالیت دولت نهم و در
ژانویه سال گذشته به طور رسمی كار خود را آغاز كرد. نوع شكلگیری این شبكه كه در
ادامه تاسیس شبكههای غیرانگلیسی زبان كمپانی بزرگ بیبیسی تاسیس شد را باید
اندكی بیشتر از دیگر شبكههای خبری فارسیزبان خارجی مورد تامل قرار داد.

از ابتدای سال 1379 كه تقریبا در اول راه همهگیرشدن اینترنت در ایران بود، سایت
خبری بیبیسی فارسی با تولید اخبار و اطلاعات و تحلیل و خبر آغاز به كار كرد. این
سایت خبری كه در ایران نیز جزو سایتهای فیلتر شده و تقریبا غیرقابل دسترس با
سهولت، برای مخاطبان عام بود از همان ابتدا در قالب دورههای خبری كه با عنوان
دورههای آموزش خبرنگاری در كشورهای مختلف فعالیت میكرد، با دعوت از خبرنگاران
رسانههای مختلف داخلی به این دورهها تلاش كرد تا بتواند از این میان به میزان
تواناییها و ظرفیتهای مغفول مانده خبری در ایران پی ببرد.
در انگلستان سیاستگذاران رسانهای تبحر زیادی در انتخاب هدفمند راهبرد رسانهای
بویژه در مورد آغاز به كار و ایجاد جذابیتهای دیداری و شنیداری برای جلب مخاطب آن
دارند كه تاثیرگذاری بلندمدت خود را از طریق ظرفیت سازیهای اندیشهای و نه از
طریق عملكردهای رفتاری كه لزوما در زمانی كوتاه نتیجهدهی سریع و مشخص را داشته
باشد، دنبال میكنند و به همین علت سرمایهگذاری و بسترسازی كاملا پیچیده و عظیمی
را دقیقا در زمان افول اثرگذاری دیگر شبكههای فارسیزبان خبری در حد اختصاص
بودجه اولیه 15 میلیون پوندی به عنوان پشتوانه تاسیس این شبكه قرار دادند.
این شبكه فارسی زبان با ظرافت در پی بردن به خستگی عمیق مخاطبان خود از دریافت
اطلاعات با سبكی كسلكننده و نهچندان توانمند برای كشش مخاطب، تمامی اندیشههای
استعماری موسسان و سرمایهگذاران خود را در لایههای انبوهی از آخرین و تكنیكیترین
روشهای مخاطبشناسی رسانهای و الگوهای رفتاری و ادراکی پنهان كرد و به جلب مخاطب
از طریق آنچه دائما در تیزرهای تبلیغاتیاش بر آن تاكید میكرد یعنی «گزارشات بیطرفانه»
پرداخت.
همچنین شبكههایی كه در حال توسعه خودشان هستند، شبكه MBC PERSIA با مالكیت عربستان، TV PERSIA و شبكههایی از این دست را نیز میتوان با
چنین ماموریتها و اهدافی كه با بودجههایی كلان اداره میشود، مورد توجه قرار
داد.
گفته شده در سال 2010 شبكههای جدید فارسیزبان، قطعا با اهداف جدید در راهند. بنا
بر اخباری كه تاكنون منتشر شده TRT تركیه یك تلویزیون به زبان فارسی راهاندازی
میكند كه با توجه به این كه روابط ایران و تركیه در شرایط خوبی قرار دارد روندی
ناهمسو با نظام ایران را پیگیری نخواهد كرد.
شبكه EuroNews نیز صدای
فارسی را برای اخبار خود راهاندازی میكند و 24 France قرار است تا پایان 6 ماه اول 2010، حداقل 3
ساعت در روز برنامه به زبان فارسی پخش كند.
BBC Persian پیشبینی
كرده در اوایل تابستان 1389، 4 ساعت به زمان برنامههای خود اضافه كند و روزانه 12
ساعت برنامه از ساعت 13 تا یك بامداد به صورت زنده داشته باشد.
همچنین DW آلمان قرار
است تا عید امسال، 3 روز در هفته به مدت یكساعت و نیم اخبار و برنامههای تحلیلی
به زبان فارسی پخش كند.
Tv Persia ۲ هم تا نوروز
امسال راهاندازی میشود. شبكه تلویزیونی استار یكی از زیرمجموعههای غول رسانهای
«نیوز كورپوریشن» نیز كه در نیویورك فعالیت میكند، بزودی برنامههای خود را به
زبان فارسی راهاندازی میكند. در ماههای اخیر هم شبكه فارسی وان به عنوان یكی از
شبكههایی كه به پخش سریالهایی با دوبله فارسی میپردازد نیز از قاعده جمعآوری
شگفتآور مخاطب خالی نیست.
همه این شبكهها كه بدون تعارف داخل كشور و در سطح منطقه در میان فارسیزبانان،
مخاطبان زیادی را نیز یافته است، همگی به دنبال یك هدفند و آن القای دیدگاهی است
كه در این 30 سال نتوانسته بود در میان باورهای اجتماعی و فرهنگی مردم جای بگیرد.
در دهه اخیر تاسیس 3شبكه مهم خبری در داخل كشور شامل شبكه بینالمللی خبر، شبكه
عربیزبان العالم و شبكه خبری انگلیسی زبان پرس تیوی گام مهمی برای مقابله با
تهدیدات آغاز شده جنگ نرم برداشتند، اما بجز ماههای اخیر كه به نظر میرسد در
شناسایی ذائقه بشدت تغییریافته مخاطب داخلی گامهایی را برداشتهاند، اما در گذشته
به دلیل عدم باور جدی به حضور قدرتمند ركن چهارم دموكراسی یعنی رسانه كه ابزار مهم
جنگ نرم است از قافله جلب استراتژیك مخاطبان عام و خاص تا حد زیادی جا ماندهاند
كه باید بسرعت و با دقت زیادی به پیادهسازی درست و مطابق با آخرین الگوهای روز
جامعهشناسی سیاسی و الگوهای رفتاری روانشناختی به بازگشت و جلب دوباره مخاطبان
فارسیزبان بپردازند و این مساله در زمان جنگ سرد از اهمیت زیادی برخوردار است.
امید است كه سیاستگذاران داخلی رسانهای كه به برنامهسازی میپردازند و افكار
عمومی را در اختیار دارند، به ظرافتهای جنگ نرم بیش از پیش پی ببرند و سریعتر
خود را تمام قد به ابزار جنگ نرم مجهز كنند. رهبر معظم انقلاب فرمودند: «رسانه مهمترین
ابزار جنگ نرم است» باید این ابزار را بیش از پیش مورد توجه قرار داد و از آن به
نفع منافع كشور بهرهبرداری كرد.
نوشته شده در تاریخ 9 اردیبهشت 1391 و در ساعت 04:54 - به قلم بر و بچّههاي بنياد فرهنگي طلوع