
زنجيرهي موفقيتهاي خيزشهاي اسلامي پس از سرنگوني بنعلي در تونس، مبارك در مصر و صالح در يمن، به ليبي رسيد و قذافي، كه تا ديروز مخالفان خود را موش خطاب ميكرد و متوهمانه تخت لرزان قدرت خود را نميديد كه دارد آن را آب ميبرد. اين تحول در حالي است كه بختك پيروزيهاي خيزش عربي و اسلامي خواب خوش را بر ساير زمامداران ديكتاتور عرب، حرام كرده است.
اين خيزشها برآمده از قيام اسلامي مردمي است كه با نداي «الله اكبر» به ميدان آمدند. مردمي كه با وجود ثروت عظيم ناشي از ذخاير انرژي، از اوضاع نابسامان اقتصادي و اجتماعي رنج ميبرند و عزت و استقلالشان به يغما رفته است. اكنون ليبي مانده است با جمعيتي قريب به 7 ميليون نفر مردم زخم خورده از سالها شلاق ديكتاتوري.
انقلابيون ليبي با حفظ وحدت و پرهيز از دخالت بيگانگان ـ كه چشم طمع به نفت ليبي دوختهاند ـ بايد به ليبي بعد از قذافي بنگرند. حضور همهي جريانهاي سياسي و قبايل گوناگون ليبي در ساختار سياسي جديد ميتواند نظامي ـ كه به دنبال مردمسالاري ديني است ـ را نويد دهد. تجربه عراق و افغانستان نمونهي خوبي براي رهبران شوراي انتقالي ليبي است كه اين كشور جولانگاه تروريستها نشود و از قدرتهاي خارجي كه براي ليبي پس از قذافي كيسه دوختهاند تا منابع نفت و گاز آن را به آساني تصاحب كنند، نيز غفلت نشود.
یادمان نرود ...
آنچه در این بیداری سراسری تجلی یافته، نقش محوری انقلاب اسلامی ما
و جهت دهی مدبرانهی ولی امر مسلمین جهان است ...
نوشته شده در تاریخ 6 آبان 1390 و در ساعت 07:35 - به قلم بر و بچّههاي بنياد فرهنگي طلوع