تبلیغات X
سفارش بک لینک
آموزش ارز دیجیتال
ابزار تادیومی
خرید بک لینک قوی
صرافی ارز دیجیتال
خرید تتر
خدمات سئو سایت
چاپ ساک دستی پارچه ای
چاپخانه قزوین
چاپ ماهان
techtip
تراوین




جا مانده ایم از شهدا ... نبرد مشترک
خدايا! ظهور حجّتت را نزديک‌تر بفرما و ما را از ياران و همراهان ايشان قرار بده. الهي آمين

     

نبرد مشترک

"جنگ نرم" همانطور که رهبر حکیم انقلاب فرمودند بلافاصله پس از پایان جنگ سخت در سال 67 آغاز گردید. جنگی که هر چه پیش می‌رویم، شدیدتر و مخرب تر می نماید و جبهه ی مقابل، در این راه، بر هزینه و نیروی خود، هر چه بیشتر می افزاید. در این مطلب، تصمیم بر آن است که مقایسه ای بین جبهه رزمندگان جنگ نرم و رزمندگان جنگ نرم انجام دهیم و به نتایجی دست یابیم.

با نگاهی عمیق به اتفاقات 8 ماه گذشته و مقایسه آن با دوران 8 سال دفاع مقدس، نکات حیرت انگیزی به دست می آید که می تواند در مواجهه آینده که قطعا به مراتب سخت تر از این ماهها و روزها خواهد بود راهگشا باشد. در این مجال اندک به برخی از آنها اشاره می شود:

سرعت، رمز پیروزی

شتاب و سرعت بسیار زیاد جنگ نرم ، از مؤثرترین مؤلفه هایی است که آن را از جنگ سخت متمایز می کند. اگر در آن دوران، برای شناسایی موقعیت و تجهیزات دشمن، طراحی تک یا پاتک، تجهیز و توجیه نیروهای عمل کننده و ... فرصتهایی چند ماهه در اختیار بود، دوران جنگ نرم، یک روز هم نباید از دست برود. تجهیز و توجیه نیروی عمل کننده یا مدافع باید از قبل صورت گرفته باشد. دقیقه ها و در مواردی ثانیه ها نیز تعیین کننده اند. سرعت مهمترین ویژگی جنگ نرم است.

رسانه، مهمترین ابزار تهاجم و دفاع

اگر در جنگ سخت، اطلاعات عملیات نقش ابزار کمکی را ایفا می کند، در جنگ نرم، رسانه، خود یک سلاح است و سایر موارد حاشیه ای و کمک کننده اند. اگر رسانه در جنگ سخت، ابزار جنگ روانی است تا توپ و تانک و فانتوم دشمن را به انحراف وادار کند، در جنگ و البته دفاع نرم، رسانه همان توپ و تانک و فانتوم است.

هیچ خطایی بخشودنی نیست

اگر در جنگ سخت، خطای چند متری در اصابت گلوله به هدف، پذیرفته شده است و توان انهدام تمام یا بخشهای مهمی از هدف را داراست، در جنگ نرم، تیر و گلوله ای که رها می شود، اگر درست به مرکز هدف برخورد نکند، خسارتی جبران ناپذیر در نیروهای خودی برجا می گذارد؛ علاوه بر اینکه در شلیک بعدی چون زمان از دست رفته است، اثر بخشی وجود نخواهد داشت.

مرزهای نامرئی جنگ و دفاع

با اینکه در هر جنگی، مرزی برای تهاجم و دفاع تعریف می شود، جنگ نرم در مرزهای فکر و قلب انسانها جریان دارد که به نوعی نادیدنی است. این جنگ تا پشت در و چه بسا تا درون خانه های مردم ادامه می یابد. مهمترین راه مقابله با نفوذ دشمن به این مرزها، بصیرت است که هر کس به تنهایی باید دارا باشد. همانگونه که برای مقابله با حملات شیمیایی و میکروبی، هر فردی باید به ماسک و لباس مخصوص مجهز باشد، بصیرت و صبر نیز سلاحهایی است که فرد فرد جامعه باید دارا باشد تا از آسیبهای کشنده حملات نرم مصون بماند.

جنگ نرم شهید ندارد، کشته ها تلف می شوند.

کشته و مجروح جنگ سخت، شهید و جانباز است. والا مقام، مورد احترام و گرانمایه است. کشته جنگ نرم اما تلف شده است چون به جای جان، اعتقادات خود را  می بازد. مجروح جنگ نرم نیز تنها یک بیمار است که باید علاج شود و البته از یک منظر خطرناک هم هست، چون حاوی ویروس تردید و ابهام است. دیگران را هم آلوده می کند.

حماسه سازان هر دو صحنه

همچنانکه افسران و فرماندهان ظفرمند و حماسه ساز 8 سال دفاع مقدس، اکثرا از میان دانشجویان، استادان و طلاب حزب اللهی نظیر علم الهدی، حسن باقری، چمران و ... بودند، دانشجویان و طلاب بصیر افسران جنگ نرم و استادان فرماندهان این میدان لقب گرفته اند. این میدان، درجه دار و دکتر و نمی شناسد، چه بسا یک دانشجوی بصیر نقشی به مراتب کلیدی تر از فلان به اصطلاح روشنفکر ایفا نماید.

رهبری حکیمانه

در جریان هر دو مواجهه است که انسان ضرورت وجود یک رهبر بصیر، مدیر و مدبر، باتقوا، شجاع, کاردان، متوکل به خدا و معتمد به نفس را با تمام وجود حس می کند. الان پس از هشت ماه پرتلاطم و طوفانی است که می توان دریافت که رهبر حکیم انقلاب چگونه کشتی انقلاب را به سلامت از دل امواج سهمگین نفاق عبور داد و به ساحل شفافیت و امنیت و آرامش رساند.

سیره جنگاوری
درست است جنگ و جبهه ها تغییر کرده است ... اما سیره همان سیره است...
پس می توان شهدا را الگو قرار داد ... مانند آن ها پوشید، مانند آنها خورد، مانند آنها زیست! توکل به خدا و اهل بیت را همچون آنان سرلوحه قرار داد ... و حتی گاهی هم از آنها کمک خواست ...
دلنوشته ای به شهدا ...
شهید! وقتی به فکر فرو می‌روم، می‌بینم چقدر من و تو وجوه اشتراک زیادی داریم!

من و تو هر دو لباس خاکی به تن داریم! هر دو زمینی هستیم! هر دو جهاد گریم! هر دو عاشقیم! هر دو گمنامیم! هر دو "ینظر بنور" هستیم!

هر دو لباس خاکی به تن داریم، چون بسیجی هستیم! هر دو زمینی هستیم؛ اما تو آسمانی شدی! هر دو جهادگریم؛ تو در راه خدا و ارزش‌ها و من برای زیاده ‌طلبی! هر دو عاشقیم؛ تو عاشق مولا و من عاشق دنیا! هر دو گمنامیم؛ تو پلاکت را گم کرده‌ای و من هویتم را! هر دو نظاره‌ گر نور هستیم!

من کجا و تو کجا که شنیدم چقدر راحت چشمت را به روی دنیا و همه لذات آن بستی؛ چشمت را به همه چراغ ‌های چشمک ‌زن شهر بستی، همان چراغ‌ هایی که مصداق بارز «یخرجونهم من‌النور الی الظلمات» است و تو اما چشمت به دنبال ستارگان پر فروغ آسمان بود که مصداق عینی «یخرجونهم من الظلمات الی النور» است و همین شد که خود نیز آسمانی شدی.

چه اکسیر شفابخش بیدارگری خواهد شد، قطرات خونت که با خاک‌ های شلمچه یا طلاییه یا شاید با آب‌های اروند همراه شد تا در خون سیدالشهداء علیه السلام حل شود تا برای من که بعد از سال‌ها به یاد تو افتاده‌ام، فریاد هوشیاری باشد که ای انسان! آیا خبر داری بهای این خون چیست؟
| نشاني مطلب | امتیاز مطلب:
مشاهده به صورت آر.اس.اس نوشته شده در تاریخ 9 اردیبهشت 1391 و در ساعت 06:06 - به قلم بر و بچّه‌هاي بنياد فرهنگي طلوع
آخرین مطالب وبلاگ
  • تهدید تلویحی اتمی، در ملت ایران تأثیری نخواهد داشت
  • نقش معنویت در پیروزی انقلاب اسلامی از دیدگاه امام خمینی (ره )
  • عملیات خیبر
  • راهیان نور - شرهانی
  • سلام بر عشق ...
  • آخرین نامه سفیر روشنگری(سید جمال الدین اسدآبادی)
  • بررسی اندیشه های سید جمال الدین اسدآبادی و نقش او در سقوط استبداد
  • زندگی نامه سید جمال الدین اسد آبادی
  • مبانی تربیت اسلامی؛ از دیدگاه امام خمینی(ره)
  • اهداف و روش های تعلیم و تربیت اسلامی از دیدگاه حضرت آیت الله خامنه ای
  • کاري از سربازان جنگ نرم در لشکر بصيرت سيّد علي خامنه‌اي