<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
		>
<channel>
<title>بنیاد فرهنگی طلوع</title>
<description></description>
<atom:link href="http://bonyad-toloo.samenblog.com/rss/103/" rel="self" type="application/rss+xml"/>
<link>http://bonyad-toloo.samenblog.com/</link>
<generator>RSS Generated by SamenBlog.com</generator><item>
<title>زندگی نامه سید جمال الدین اسد آبادی</title>
<link>http://bonyad-toloo.samenblog.com/103.html</link><category>سد جمال الدین اسدآبادی</category>
<category>سید جمالدین</category>
<category>اسدآبادی</category>
<category>زندگینامه</category>
<description><![CDATA[<div style="margin: 0px; padding: 0px; border: medium none; outline: medium none; font-family: Tahoma,bkoodak; line-height: 22px; font-size: 12px; text-decoration: none; float: right; color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal; font-variant: normal; font-weight: normal; letter-spacing: normal; text-align: start; text-indent: 0px; text-transform: none; white-space: normal; word-spacing: 0px;" class="pure_content"><p align="baseline" style="padding: 0px; border: medium none; outline: medium none; font-family: Tahoma,bkoodak; line-height: 1.8em; font-size: 12px; text-decoration: none; color: rgb(51, 51, 51); text-align: right;"><strong>تولد و تبار</strong><br style="margin: 0px; padding: 0px; border: medium none; outline: medium none; font-family: Tahoma,bkoodak; line-height: 22px; font-size: 12px; text-decoration: none;" />در شهر اسد آباد همدان در محلهبا سابقه((امامزاده احمد))مردمانی نجیب از سادات حسینی زندگی می گذرانند و پاکمردی از تبار پیامبر صلی اللهعلیه و آله راهبری آنان را بر عهده دارد. سید صفدر عالمی پرهیزگار و دانشمندیپارساست که ساکنان کوچه سیدان ، سالاری آن بزرگوار را پذیرفته و دل به فرمانش سپردهاند.([۱])</p><div style="text-align: left;"><br /><div style="text-align: center;"><img src="http://www.bibaknews.com/files/fa/news/1391/2/24/19390_306.jpg" /></div></div><p style="padding: 0px; border: medium none; outline: medium none; font-family: Tahoma,bkoodak; line-height: 1.8em; font-size: 12px; text-decoration: none; color: rgb(51, 51, 51); text-align: right;">وی از نوادگان امام سجاد علیه السلام است وخاندانش از سال ۶۷۳ ق در محله((سیدان))اسد آباد همدان جای گرفته اند. اغلب آنان از اهل علم ومقتدای مردم و قاضی دیار خود بودند و از میانشان خوشنویسان معروفی چون((میرزکی))(برادر سید صفدر)برخاسته اند. این دودمان در میان مردم اسد آباد به طایفه شیخ الاسلامی معروف بوده وهستند. مردم اسد آباد برای سید صفدر و نیاکان وی احترام خاصی قائل بودند بخصوص ‍اینکه سلسله کرامات و سجایای برجسته ای داشته اند.([۲])<br style="margin: 0px; padding: 0px; border: medium none; outline: medium none; font-family: Tahoma,bkoodak; line-height: 22px; font-size: 12px; text-decoration: none;" />سید صفدر وهمسرش (سکینه بیگم ) از یک ریشه و اصل بودند. نیای بزرگوار آن دو،((میر اصیل الدین))فرزند((میر زین الدین حسینی))دو پسربه نامهای((میر رضی الدین))و((میر شرف الدین))داشت که سکینه بیگم دختر میر شرف الدین بود. او زنی باسواد و آشنا به قرآن بود که همچون شوی خویش از تربیت خانوادگی و نجابت ذاتیبرخوردار گشته ، پیوسته در رونق کانون گرم زندگی می کوشید.</p><p style="padding: 0px; border: medium none; outline: medium none; font-family: Tahoma,bkoodak; line-height: 1.8em; font-size: 12px; text-decoration: none; color: rgb(51, 51, 51); text-align: right;">آری ، سید جمال الدیندر ماه شعبان ۱۲۵۴ ق . (آبان ۱۲۱۷ ش ) در چنین فضای پاک معنوی پا به عرصه وجودنهاد.([۳])<br style="margin: 0px; padding: 0px; border: medium none; outline: medium none; font-family: Tahoma,bkoodak; line-height: 22px; font-size: 12px; text-decoration: none;" /><strong>پرورش مروارید</strong><br style="margin: 0px; padding: 0px; border: medium none; outline: medium none; font-family: Tahoma,bkoodak; line-height: 22px; font-size: 12px; text-decoration: none;" />نبوغ ذاتی ، هوش سرشار و فراست قوی سید جمال وی را از همان دورانکودکی در پی تجزیه و تحلیل محتوای داستانها به آفاقی دیگر سوق می داد از همان ایامکودکی به فکر چاره و علاج دردها و رنجها می پرداخت . سید جمال الدین با اینکه کودکبود بازی هایش بزرگمنشانه می نمود و در رفتار، گفتار و کردارش آثار بزرگی و کمالهویدا بود.((حیرت افزاتر اینکه بازی های بچه گانه اشاکثر، تهیه سفر روم و مصر و هند و افغان و فرنگستان بوده ، زاد راحله خود را براسبهای چوبی بسته ، خود و یکی دو نفر از اطفال را منتخب می کرده … با پدر و مادرو همشیره های خود وداع می کرده است که باید به هند و مصر و روم و افغان و… بروم.ایشان به زبان کودکانه با او همساز می شدند و او هم نویدهایی چند از مسافرت خود بهپدر و مادرش ‍ شرح می داد.))([۴])<br style="margin: 0px; padding: 0px; border: medium none; outline: medium none; font-family: Tahoma,bkoodak; line-height: 22px; font-size: 12px; text-decoration: none;" /><strong>تحصیلات</strong><br style="margin: 0px; padding: 0px; border: medium none; outline: medium none; font-family: Tahoma,bkoodak; line-height: 22px; font-size: 12px; text-decoration: none;" />سید از پنج سالگی در نزد پدر و مادر آموزش قرآن را آغاز کرد و مقدماتعربی را طی سالهای اول تحصیل بخوبی فرا گرفت.<br style="margin: 0px; padding: 0px; border: medium none; outline: medium none; font-family: Tahoma,bkoodak; line-height: 22px; font-size: 12px; text-decoration: none;" />در همین ایام به موجب اختلافاتموجود میان قبایل آن دیار و همچنین تنگ نظری بعضی و نیز در پی وسعت بخشیدن بهدانسته های خود، زادگاه خویش را ترک می گوید و در سال ۱۲۶۴ ق . به همراه پدرش((سید صفدر))وارد شهر قزوین میشود و چهار سال در آنجا ماندگار می گردد.([۵])وی با پشتکار وجدیت در حوز علمیه این شهر به درس و بحث پرداخت و علوم و فنون مختلف را با اشتیاقیاد گرفت و در ادبیات عرب ، منطق ، فقه و اصول سر آمد همدرسان خود شد. با بهره جوییاز سرعت انتقال و توان استنتاج خارق العاده با خواندن یک کتاب در رشته ای از علوم ،سایر کتب همان رشته را خود می خواند یا به دیگران درس می داد. او احساس ‍ خستگی درتحصیل را با تفکر در آفاق و انفس می گذراند و بیهوده اوقاتش ‍ را از دست نمی داد.روزی پدر برای سرکشی به فرزند به قزوین می رود. در آن موقع شمال ایران در چنگال((وبا))گرفتار آمده سیدصفدر می گوید: دیدم پسرم مشغول مشاهده قلب و اعضا و جوارح مردگانی است که به مرضوبا درگذشته اند. به او گفتم : مردم همه از وبا می گریزند، تو چگونه خود را بهمردگان مشغول می داری ؟ جواب داد: می خواهم بدانم که این مرض در اعضا و جوارح انسانچه تاءثیر دارد!([۶])<br style="margin: 0px; padding: 0px; border: medium none; outline: medium none; font-family: Tahoma,bkoodak; line-height: 22px; font-size: 12px; text-decoration: none;" /><strong>ورود به تهران</strong><br style="margin: 0px; padding: 0px; border: medium none; outline: medium none; font-family: Tahoma,bkoodak; line-height: 22px; font-size: 12px; text-decoration: none;" />سید جمال الدین در سال ۱۲۶۶ ق . در معیت پدر وارد تهران شد. در اینهنگام امیرکبیر در سمت صدارت عظمی همچنان قدرت را در دست داشت . سید جوان در آغازورود به این شهر، پس از استراحتی کوتاه ، اقدام به شناسایی پایتخت و اوضاع و احوالحکومتی آن می کند و آنگاه سراغ بزرگترین مجتهد وقت (آقا سید محمد صادق طباطباییهمدانی ) را می گیرد و در پای درسش می نشیند، تا ضمن افزودن به معلومات خود، محیطدرس و دایره نفوذ حکم آن سرور را از نزدیک ببیند. او بی درنگ مباحثه علمی را بااستاد آغاز می کند به طوری که آقا سید محمد صادق را خیلی زود شیفته خود می گرداند واستاد نیز وقتی از فضل و کمال سید آگاه می شود برای اولین بار عمامه بر سر شاگردشمی گذارد.([۷])<br style="margin: 0px; padding: 0px; border: medium none; outline: medium none; font-family: Tahoma,bkoodak; line-height: 22px; font-size: 12px; text-decoration: none;" />نبوغ علمی و فضل و کمال سید بسرعت فضای شهرتهران را فرا می گیرد و بیشتر علما، فیض حضورش را غنیمت شمرده ، به خدمتش می رسند.آنان سپس چند روزی هم به دعوت حاج میرزا محمود طباطبایی ، در منزل وی پذیرایی میشوند و همچنان علما و طلاب به دیدارشان می شتابند.([۸])<br style="margin: 0px; padding: 0px; border: medium none; outline: medium none; font-family: Tahoma,bkoodak; line-height: 22px; font-size: 12px; text-decoration: none;" /><strong>هجرت به نجف</strong><br style="margin: 0px; padding: 0px; border: medium none; outline: medium none; font-family: Tahoma,bkoodak; line-height: 22px; font-size: 12px; text-decoration: none;" />سید صفدر در مدت اقامت خود درتهران ، به اسرار پیچیده ای که در روح و روان فرزند دلبندش نهفته بود، بیش از پیشپی برد. او جوان خو د را در برخورد با عالمان بزرگ و مجتهدان بلند پایه ، هماننددانشمندی زبر دست و مطلع از رموز علوم یافت که زبانی گویا و سخنی نافذ داشت . براین اساس ‍ مصم شد وی را به مرکز حوزه علوم و معارف اسلامی (نجف اشرف ) ببرد و بهدریای پر تلاطم علم شیخ انصاری (استاد بزرگوار خود او) وصل سازد.<br style="margin: 0px; padding: 0px; border: medium none; outline: medium none; font-family: Tahoma,bkoodak; line-height: 22px; font-size: 12px; text-decoration: none;" />سید در سال ۱۲۶۶ق همراه پدر به قصد نجف اشرف از تهران حرکت می کند و بعد از سه ماه توقف دربروجرد و مباحثه علمی با عالمان آن شهر، به عتبات علیات مشرف شده ، به خدمت شیخمرتضی انصاری – طاب ثراه – می رسد. وی چهار سال در خدمت آن عالم فرزانه مشغول تحصیلعلوم اسلامی می شود و در علوم تفسیری ، حدیث ، فقه ، اصول ، کلام ، منطق ، فلسفه ،ریاضی ، طب ، تشریح ، هیئت و نجوم به تحقیق می پردازد و در تمام این مدت مخارج سیدجمال الدین را شیخ انصاری به عهده می گیرد و در نهایت درجات علمی او را تصدیق و بهفتوا دادن در امور شرعی اجازه اش فرماید. ایندر حالی بود که آوازه فراست و نبوغسید جمال ، عالمان نجف ، کربلا و سامرا را به حیرت واداشته بود، تا این که مورد حسدو کینه برخی نا اهلان قرار گرفت و به توصیه استاد بزرگش ، در سال ۱۲۷۰ ق روانه شهربمبئی در هندوستان شد.([۹])<br style="margin: 0px; padding: 0px; border: medium none; outline: medium none; font-family: Tahoma,bkoodak; line-height: 22px; font-size: 12px; text-decoration: none;" /><strong>سید در هند و افغان</strong><br style="margin: 0px; padding: 0px; border: medium none; outline: medium none; font-family: Tahoma,bkoodak; line-height: 22px; font-size: 12px; text-decoration: none;" />وی در ۱۶ سالگی به همراهی یکی ازعلمای مورد وثوق ، از راه آبی (بوشهر – بمبئی ) وارد شهر بمبئی شد ولی از آن جاییکه بمبئی بیشتر یک بندر تجاری بود تا یک شهر علمی ، نتوانست به روح پر خروش سیدآرامش لازم دهد، از این رو پس از مدتی به اطرف ایالات مرکزی هند حرکت کرد و خود رابه مرزهای شرقی هند (کلکته ) رسانید.<br style="margin: 0px; padding: 0px; border: medium none; outline: medium none; font-family: Tahoma,bkoodak; line-height: 22px; font-size: 12px; text-decoration: none;" />وی در مدت دو سال اقامت در آنجا و ضمنملاقات با عالمان و روشنفکران و مشاهده زندگی مردم بخوبی دریافت که هندوستان یکسرهدر اختیار دولت انگلیس است و کشور بریتانیا گرچه به اندازه یک ایالت هندوستان نیستو جمعیتش در مقایسه با جمعیت هندوستان ناچیز به شمار می رود توانسته است به آسانیاین کشور پهناور را زیر سلطه در آورد و تمامی منابع ملی و محصولات با ارزش و حتیجان و مال و ناموس آنها را به غارت ببرد.<br style="margin: 0px; padding: 0px; border: medium none; outline: medium none; font-family: Tahoma,bkoodak; line-height: 22px; font-size: 12px; text-decoration: none;" />از این زمان بود که فعالیتهای سیاسی واصلاحی سید جمال الدین آغاز شد. او در ضمن شناسایی استعدادهای دشمن استعمارگر وبررسی جنبه های قوت و رمز موفقیتشان ، به تجزیه و تحلیل علل و منشاء ضعف و انحطاطمسلمین بر آمد و در پی یافتن راه حلهای اساسی ، شب و روز تلاش کرد. در این موقعافغانستان بتازگی از ایران جدا شده و به پشتیبانی انگلیسیها بر ضد حکومت ایرانشوریده و به حکومت نیمه مستقلی رسیده بود. بنابراین سید تصمیم گرفت به افغانستانبرود و مردم آن کشور را بیدار کند و آنان را از حیله بریتانیا آگاه سازد.<br style="margin: 0px; padding: 0px; border: medium none; outline: medium none; font-family: Tahoma,bkoodak; line-height: 22px; font-size: 12px; text-decoration: none;" />او درسال ۳ – ۱۲۷۲ ق (۱۲۳۴ ش ) به قصد مکه و زیارت خانه خدا از هندوستان خارج شد. سپس تااواخر ۱۲۷۵ ق . از مکه مسیر مدینه ، اردن ، دمشق ، حمص ، حلب ، موصل ، بغداد و نجفرا طی کرد و اوضاع تمامی شهرهای مهم اسلامی را بررسی نمود و در نهایت خود را به وطناصلی (اسد آباد همدان ) رساند. اما با اوضاع نابسامانی که در تهران با آنها روبروشد نتوانست در ایران توقف کند و از همین رو از راه خراسان عازم((هرات و کابل))گردید. سید بعداز ورود به افغانستان ، حدود پنج یا شش سال در آن کشور اقامت کرد و فعالیتهایاصلاحی چشمگیری را به انجام رساند و رهبران سیاسی و مردم افغانستان را از نقشه هایپشت پرده استعمار پیر، انگلیس آگاه ساخت که نمونه ای از آنها چنین است.<br style="margin: 0px; padding: 0px; border: medium none; outline: medium none; font-family: Tahoma,bkoodak; line-height: 22px; font-size: 12px; text-decoration: none;" />۱٫تاءلیف و نشر کتاب((تتمه البیان فی تاریخ الافغان))<br style="margin: 0px; padding: 0px; border: medium none; outline: medium none; font-family: Tahoma,bkoodak; line-height: 22px; font-size: 12px; text-decoration: none;" />۲٫انتشار روزنامه((شمس النهار))<br style="margin: 0px; padding: 0px; border: medium none; outline: medium none; font-family: Tahoma,bkoodak; line-height: 22px; font-size: 12px; text-decoration: none;" />۳٫اصلاح اموریاز قبیل تشکیل کابینه وزراء، تنظیم سپاه ، ایجاد مکتبهای لشکری و کشوری برای جوانان، توجه دادن مردم به زبان ملی ، تاسیس ‍ بیمارستان ، مرکز دامپزشکی ، پستخانه وکاروانسراها.<br style="margin: 0px; padding: 0px; border: medium none; outline: medium none; font-family: Tahoma,bkoodak; line-height: 22px; font-size: 12px; text-decoration: none;" />با گسترش دامنه فعالیتهای فرهنگی – سیاسی سید، چون دشمن خود را درآستانه نابودی دید با دسیسه های وسیع عرصه را بر وی تنگ کرد. از این رو سید بهناچار عازم هندوستان شد ولی به محض ورود دانست که دشمن پیشدستی کرده و در کمین اونشسته است . با این حال او شجاعانه وارد میدان نبرد شد و با سخنرانیهای آتشین بهروشنگری مردم هندوستان پرداخت و این چنین آنان را بر ضد استعمار پیر تشویقکرد:<br style="margin: 0px; padding: 0px; border: medium none; outline: medium none; font-family: Tahoma,bkoodak; line-height: 22px; font-size: 12px; text-decoration: none;" />((هرگاه شما صدها میلیون پشه شوید و زمزمه درگوش بریتانیا نمایید… و هر گاه شما صدها میلیون از هند با هم باشید یا خداوند شمارا مسخ کرده و لاک پشت شوید و در جزیره بریتانیا فرو روید، آزاد مردانی در هندخواهید شد.))([۱۰])<br style="margin: 0px; padding: 0px; border: medium none; outline: medium none; font-family: Tahoma,bkoodak; line-height: 22px; font-size: 12px; text-decoration: none;" />دولت انگلیسبیش از این نتوانست تماشاگر این صحنه ها باشد و در حالی که خود در ابتدای ورود سیدجمال الدین ، مدت اقامت او را دو ماه تعیین کرده بود، هنوز یک ماه نشده دستور اخراجوی از هند را صادر کرد. این بود که سید تصمیم گرفت هندوستان را به سوی کشور مصر ترکگوید.<br style="margin: 0px; padding: 0px; border: medium none; outline: medium none; font-family: Tahoma,bkoodak; line-height: 22px; font-size: 12px; text-decoration: none;" /><strong>حضور در مصر</strong><br style="margin: 0px; padding: 0px; border: medium none; outline: medium none; font-family: Tahoma,bkoodak; line-height: 22px; font-size: 12px; text-decoration: none;" />او در سال ۱۲۸۵ ق . از راه دریاوارد مصر شد و در مدرسه جامع الازهر با علمای بزرگ آن کشور ملاقات کرد و دراقامتگاه خود برای جوانان عرب کرسی درس بر پا نمود و با سخنرانیهای پر شور آنان رامجذوب خویش ‍ ساخت . ولی این سفر چهل روز دوام نیاورد زیرا حکم اخراج وی از سوی((خدیو مصر))صادر شد و سیدبه ناچار روانه اسلامبول شد. وقتی ترکان عثمانی خبر آمدن سید را شنیدند بسیارخوشحال شدند و دو شخصیت علمی و سیاسی امپراتور عثمانی((عالی پاشا))صدر اعظم و((فواد پاشا))به پیشواز سیدشتافتند و او را در دربار مورد تکریم و مشاور خویش قرار دادند. ولی چندی نگذشت کهدر اثر کج اندیشی و ترس درباریان و حسادت((شیخ الاسلام))، سلطان عثمانی دستور داد تا سید مدتی را به خارج ازاسلامبول سفر کند. از این رو ، وی در سال ۱۲۸۷ ق . به بهانه سفر سیاحتی و مشاهدهآثار باستانی بار دیگر وارد کشور مصر شد. در این سفر، پس از دیداری که میان سید وریاض پاشا (رئیس دولت مصر) انجام پذیرفت ، ریاض پاشا سخت شیفته کمالات روحی و معنویسید شد و از او خواست تا در مصر اقامت گزیند. سید جمال الدین از این فرصت طلاییاستفاده جست و نخست در منزل جلسه درس و بحث برای جوانان دانشگاهی و طلاب پر شورتشکیل داد و سپس آن را به دانشگاه الزهرا انتقال داد و شاگردان بسیاری را مشتاقخویش ساخت . او علاوه بر اساتید و دانشمندان بزرگ مصر با روشنفکران و مردم ارتباطبر قرار می کرد. حتی در قهوه خانه های مصر حاضر می شد و افکار و اندیشه های خود رابرای مردم بیان می داشت ، به طوری که در طول چند سال اقامت در آن کشور توانستتحولات بزرگی را از نظر فرهنگی ، سیاسی و اجتماعی در اذهان مردم ایجاد کند. او بانوشتن مقالات گوناگون در روزنامه های کثیر الانتشار مانند، مصر و التجاره (که باپیشنهاد وی از سوی ادیب اسحق راه اندازی شده بودند)، ادبیات مصر را از ریشه دگرگونساخت و ضمن رشد و آگاهی دادن به مردم ، توطئه های پشت پرده دشمنان را بر ایشانمعرفی کرد تا اینکه ریضا پاشا این دو روزنامه را توقیف کرد ولی سید همچنان به راهخود ادامه داد و مبارزه سختی را بر ضد دولتهای خارجی و استبداد داخلی آغاز کرد و درنهایت شب ۱۷ رمضان ۱۲۹۶ ه‍ توقیف و به((سوئز))فرستاده شد تا وی را از آنجا به کشور ایران گسیل کنند.([۱۱])<br style="margin: 0px; padding: 0px; border: medium none; outline: medium none; font-family: Tahoma,bkoodak; line-height: 22px; font-size: 12px; text-decoration: none;" />دارایی سید در مصر، منحصر به یک کتابخانهبود که هنگام توقیفش ، کتابهای آن را((رچرس))مستشار انگلیس مالیه مصر، به تصرف خود در آورد ولی بعدهاناگزیر شد آنها را در چند صندوق نهاده به دنبال صاحبش ‍ به بندر بوشهر بفرستد.([۱۲])<br style="margin: 0px; padding: 0px; border: medium none; outline: medium none; font-family: Tahoma,bkoodak; line-height: 22px; font-size: 12px; text-decoration: none;" /><strong>طلوع دیگر در هند</strong><br style="margin: 0px; padding: 0px; border: medium none; outline: medium none; font-family: Tahoma,bkoodak; line-height: 22px; font-size: 12px; text-decoration: none;" />سرانجام سید با شاگردش((ابوتراب عارفافندی))یکسره با کشتی وارد جده شد. مدتی در آنجاماند. سپس به مکه عزیمت کرد و با شخصیتهای مهم اسلامی تماس بر قرار ساخت . آنگاه بهسوی کشور هند روانه گشت([۱۳])و این بار علاوهبر مبارزه با استعمار غرب در هند، جبهه دیگری نیز بر ضد افکار روشنفکری در آن کشوربنا نهاد و با اندیشه های تجددخواهی((سید احمد خانهندی))که طرفدار همکاری و سازش با انگلیسها بود، بهستیز جانانه برخاست و رهبری هر دو جبهه را بخوبی اداره نمود.([۱۴])<br style="margin: 0px; padding: 0px; border: medium none; outline: medium none; font-family: Tahoma,bkoodak; line-height: 22px; font-size: 12px; text-decoration: none;" />سید جمال الدین در پی این اقدام به((حیدر آباد دکن))تبعید شد وشرکت در مجامع عمومی از وی سلب گردید. ولی او از پای ننشست و کتاب معروف خود را دررد طبیعیون و افکار متجددانه آنان تالیف کرد. او این کتاب را به زبان فارسی نوشت وسپس به زبان اردو و نیز به وسیله شیخ محمد عبدو و عارف ابوتراب به عربی ترجمه شد.([۱۵])علاوه یک جمعیت سری به نام((عروه))را در حیدر آباد تشکیلداد.([۱۶])و جوانان شجاع و بزرگی را در آن تربیت نمود کهبعدها شخصیت هایی چون : محمد اقبال ، شوکت علی و محمد علی جناح از شاگردان و تربیتیافتگان این جمعیت به شمار می آمدند. اما همه این تلاشها در نهایت سبب شد تا سیدبرای چندمین بار از هند اخراج گردد.([۱۷])<br style="margin: 0px; padding: 0px; border: medium none; outline: medium none; font-family: Tahoma,bkoodak; line-height: 22px; font-size: 12px; text-decoration: none;" /><strong>ستیز در قلب اروپا</strong><br style="margin: 0px; padding: 0px; border: medium none; outline: medium none; font-family: Tahoma,bkoodak; line-height: 22px; font-size: 12px; text-decoration: none;" />او در سال ۱۳۰۰ ق . از هند خارجشد. نخست قصد کشور آمریکا را داشت ولی از این سفر منصرف گشت و در ماه جمادی الاخریا رجب همین سال وارد لندن شد. مدتی به فعالیت و شرکت در محافل علمی مشغول بود کهیکباره پایتخت انگلستان را به سوی کشور فرانسه ترک گفت و در شهر پاریس برای خودمسکن گزید.([۱۸])در این حال او مرد جهانی شده بود. زیرا وی بهتنهایی قدرتمندترین کشورهای موجود را به هراس و نگرانی وا داشته بود. مجامع سیاسی وعلمی اروپا از تلاشهای همه جانبه وی در مشرق زمین برای زدودن جهل و نادانی ، مقالاتو سخنرانیها ارائه داده بودند. بنابراین همگان مایل بودند این مرد افسانه ای را ازنزدیک ببینند. مردم فرانسه و سایر مردان دانشمند و آزادیخواه که از کشورهای دیگر درآنجا به سربردند بسان پروانه به دور شمع وجودش گرد آمدند.<br style="margin: 0px; padding: 0px; border: medium none; outline: medium none; font-family: Tahoma,bkoodak; line-height: 22px; font-size: 12px; text-decoration: none;" />از مهمترین فعالیتهایسید در قلب اروپا، می توان به شرح زیر نام برد:<br style="margin: 0px; padding: 0px; border: medium none; outline: medium none; font-family: Tahoma,bkoodak; line-height: 22px; font-size: 12px; text-decoration: none;" />۱٫راه اندازی مجلیه معروف((عروه الوثقی))که با مقاله هایپر شور و مستدل آن ، دست پلید استعمار انگلیس را برای مردم ، سیاستمداران روشنفکرانغافل باز نمود و دشمنان جهان اسلام را بشدت به محاکمه کشید و سرانجام دولت فرانسهبه فشار و اصرار انگلیس حکم به تعطیل این مجله داد.([۱۹])<br style="margin: 0px; padding: 0px; border: medium none; outline: medium none; font-family: Tahoma,bkoodak; line-height: 22px; font-size: 12px; text-decoration: none;" />۲٫دیدار وی با((ارنست رنان))حکیم و مورخمشهور فرانسوی . در این ملاقات بحثهای فلسفی درباره((علم و اسلام و حقیقت قرآن))انجام پذیرفت که رنان به درستی فرهنگ اسلامی آگاه شد و از بسیاری از عقاید خوددرباره اسلام و قرآن که بر خلاف تمدن و عمران می دانست دست برداشت. ([۲۰])<br style="margin: 0px; padding: 0px; border: medium none; outline: medium none; font-family: Tahoma,bkoodak; line-height: 22px; font-size: 12px; text-decoration: none;" />۳٫گفتگوهای سید با رجال انگلیس که در صددبودند تا با هیات تحریریه روزنامه((عروه الوثقی))تفاهم پیدا کنند و او نیز نماینده اش (شیخ محمد عبده ) رادر این خصوص به لندن فرستاد.([۲۱])و همچنیندیدارهای وی با((چرچیل))،((سردروندولف))و((لرد سالیسبری))در مورد حلمساءله سودان . در این دیدار رهبران سیاسی انگلستان پس از تعریف و تمجید از وی ،پادشاهی کشور سودان را به سید پیشنهاد کردند. او بر آشفت و گفت:<br style="margin: 0px; padding: 0px; border: medium none; outline: medium none; font-family: Tahoma,bkoodak; line-height: 22px; font-size: 12px; text-decoration: none;" />((این تکلیف بسی شگفت انگیز است و این کارها دلیل نادانی درامور سیاسی شماست . حضرت لرد اجازه دهید که از شما سوالی نمایم . آیا سودان را مالکشده اید که می خواهید مرا پادشاه آن کنید؟! مصر از آن مصریان و سودان هم چزءجدانشدنی آن است.))([۲۲])</p><p style="padding: 0px; border: medium none; outline: medium none; font-family: Tahoma,bkoodak; line-height: 1.8em; font-size: 12px; text-decoration: none; color: rgb(51, 51, 51);"><strong>بازگشت به وطن</strong><br style="margin: 0px; padding: 0px; border: medium none; outline: medium none; font-family: Tahoma,bkoodak; line-height: 22px; font-size: 12px; text-decoration: none;" />پس از سه ماه ، مذاکرات سرانانگلیس با سید جمال الدین به شکست انجامید. وی با هدف ایجاد مرکز خلافت اسلامی درجزیره العرب از پاریس به سوی قطیف رهسپار گشت . در این ایام سید توسط اعتمادالسلطنه و حاج سیاح محلاتی از طرف ناصر الدین شاه به تهران دعوت شده بود. تلگرافهاپی در پی رسید و محافل برای حضورش در تهران آماده گردید.([۲۳])از این رو سید، از سفر به جزیره العرب منصرف وبه قصد تهران عازم شیراز شد و در روز ۲۳ ربیع الاول ۱۳۰۴ ق وارد پایتخت شد و درمنزل حاج امین الضرب برای خود مسکن گزید،([۲۴])ولی دیری نپاییدکه مورد ترس و وحشت و کینه شاه و اطرافیان قرار گرفت . شاه به طور محرمانه از حاجیامین الضرب خواست تا عذر مهمان خود را بخواهد! از طرفی سید نیز که بنا به درخواستسیاستمدار و روزنامه نگار روسی (کاتکوف ) به مسکو دعوت شده بود، در نهم شعبان ۱۳۰۴ق به آن کشور هجرت کرد. وی در آنجا دو سال اقامت گزید و با رجال سیاسی ، نظامی ومذهبی روسیه دیدار و مذاکره نمود. یک روز تزار روسیه از وی خواست تا((شیخ الاسلامی))مسلمانان آنکشور را به عهده گیرد ولی سید در جواب گفت : من خود را مدافع منافع تمام مسلمانانجهان می دانم . علاوه سید از تیرگی میان دولت روس و انگلیس استفاده مناس کرد وافشاگریهای وسیعی را بر ضد دولت بریتانیا در نشریات روسیه انجام داد که تا آن روزنظیر نداشت.<br style="margin: 0px; padding: 0px; border: medium none; outline: medium none; font-family: Tahoma,bkoodak; line-height: 22px; font-size: 12px; text-decoration: none;" />در این هنگام ناصر الدین شاه که برای شرکت در جشن جمهوریت پاریس ‍عازم اروپا بود راهش از طریق روسیه افتاد. وی در این کشور پهناور، سید را چون یاقوتدرخشان یافت . سپس در اروپا نیز به هر جا قدم گذاشت ، آثار و شهرت سید را در آنجابه روشنی مشاهده کرد. لذا از کار قبلی خود پشیمان شد و در دیداری که با سید درمونیخ داشت سعی کرد گذشته ها را جبران سازد. و او را برای آمدن به ایران و اصلاحوضع سیاسی و اقتصادی کشور تشویق نماید.<br style="margin: 0px; padding: 0px; border: medium none; outline: medium none; font-family: Tahoma,bkoodak; line-height: 22px; font-size: 12px; text-decoration: none;" />سید این تقاضا را به خاطر دفاع از وطن ومصلحت مردم پذیرفت . نخست در محرم ۱۳۰۷ ق . وارد مذاکره با رجال سیاسی روسیه شد وآنها را راضی کرد تا از امتیازاتی که در آن زمان می خواستند از ایران بگیرند، دستبردارند. سپس در هفتم ربیع الثانی همان سال به ایران بازگش تا کار اصلاحات را بهطور جدی آغاز کند.<br style="margin: 0px; padding: 0px; border: medium none; outline: medium none; font-family: Tahoma,bkoodak; line-height: 22px; font-size: 12px; text-decoration: none;" />ولی در اثر توطئه های پشت پرده استعمار پیر (انگلستان<br style="margin: 0px; padding: 0px; border: medium none; outline: medium none; font-family: Tahoma,bkoodak; line-height: 22px; font-size: 12px; text-decoration: none;" />)،زمینه بد بینی درباریان و شاه فراهم شد. هنوز شش ماه از حضور سید در تهران نگذشتهبود که ناگهان نامه شاه در منزل حاجی امین الضرب به دست وی رسید. وقتی سید جمالالدین از حکم اخراج خود آگاه گردید به عنوان اعتراض به شهر ری (حرم حضرت عبدالعظیمحسنی ) عزیمت کرد و در آنجا اعلان تحصن نمود و با سخنرانیها پر شور، حرم را به دژیاستوار مبدل ساخت . چندی بعد فضار سفارت بریتانیا فزونی یافت و ناصر الدین شاه حکمتوقیف واخراج وی را صادر کرد. وقتی دستخط شاه به دست((مختار خان))حاکم شهر ری رسید،بی درنگ بیست نفر فراش فرستاد و سید را از بست حرم حضرت عبدالعظیم بیرون آورده ، در ۲۸جمادی الاولی ۱۳۰۸ ق . روانه غرب کشور کرد.<br style="margin: 0px; padding: 0px; border: medium none; outline: medium none; font-family: Tahoma,bkoodak; line-height: 22px; font-size: 12px; text-decoration: none;" /><strong>غروب آفتاب</strong><br style="margin: 0px; padding: 0px; border: medium none; outline: medium none; font-family: Tahoma,bkoodak; line-height: 22px; font-size: 12px; text-decoration: none;" />وی در نیمه اول شعبان همان سال وارد بصر شد. از آنجا نامه ای بسیارمهم و سرنوشت ساز به آیت الله میرزاش شیرازی نوشت . آنگاه از عراق به سوی لندن حرکتکرد و در آنجا با شدت بیشتری اوضاع نا هنجار دربار ایران را در روزنامه های اروپاییافشا نمود و خطر استبداد داخلی و استعمار خارجی را بر ملل مشرق زمین توضیح داد.همچنین نامه هایی با سران قبایل و علمای برجسته عالم اسلام ، از جمله نامه ای بهعلمای بزرگ ایران تحت عنوان((حمله القرآن))ارسال داشت و از خیانتها و بی لیاقتی ناصر الدین شاه دراداره کشور پرده برداشت . او با ایجاد نشریه ای موسوم به((ضیاء الخافقین))، که اولینشماره آن در ماه رجب ۱۳۰۹ ق انتشار یافت ، به فعالیتهای افشاگرانه خود شعاع بیشتریبخشید تا اینکه دولت بریتانیا احساس خطر کرد و مانع از ادامه انتشار آن شد و خودسید را نیز بشدت در تنگنا قرار داد.([۲۵])<br style="margin: 0px; padding: 0px; border: medium none; outline: medium none; font-family: Tahoma,bkoodak; line-height: 22px; font-size: 12px; text-decoration: none;" />در این هنگامنامه((سلطان عبدالحمید))توسط((رستم پاشا))سفیرعثمانی در لندن مبنی بر دعوت سید جمال الدین به((آستانه))به منظور اصلاحاتسیاسی در کشور و حکومت عثمانی به دست وی رسید. از طرفی هم چون سید از مدتها پیش بهفکر ایجاد تقویت((جبهه متحد اسلامی در مقابل استعمارغرب بریتانیا بود، به این دعوت پاسخ مساعد داد. او با آرمانی بزرگ در سال ۱۳۱۰ قوارد مرکز خلافت اسلامی شد تا با تاءسیس جبهه واحد اسلامی عزت و شوکت از دست رفتهمسلمانان جهان را به آنان بازگرداند. حدود چهار سال برای تحقیق این هدف مقدس سرمایهگذاری کرد و نامه های بسیاری به شخصیت های سیاسی ، مذهبی و فرهنگی جهان اسلام نوشتو آنها نیز استقبال خوبی از این حرکت انقلابی به عمل آوردند.<br style="margin: 0px; padding: 0px; border: medium none; outline: medium none; font-family: Tahoma,bkoodak; line-height: 22px; font-size: 12px; text-decoration: none;" />از این سوی ، سلطانعبالحمید هم به خیال اینکه فردا خلیفه مقتدر عالم اسلام خواهد شد با سید جمال الدینهمکاری می کرد. ولی هنگامی که احساس کرد تخت و تاج وی نیز باید فدای این آرمان بزرگبشود به بهانه های گوناگون مخالفت و کار شکنیها را شروع کرد. او راه چاره را در آندید که باید کار سید را یکسره کند و با یک ترفند شیطانی((مسمومیت))آن دانشمند سلحشوررا به شهادت برساند. سرانجام این نقشه شوم در مورد سید جمال الدین عملی گردید و اودر سال ۱۳۱۴ ق به دیدار محبوب خویش شتافت.<br style="margin: 0px; padding: 0px; border: medium none; outline: medium none; font-family: Tahoma,bkoodak; line-height: 22px; font-size: 12px; text-decoration: none;" />پیکر پاک سید با شور و احترام مردمدر قبرستان((شیخ لر مزاری))در شهر بندری استانبول به خاک سپرده شد.<br style="margin: 0px; padding: 0px; border: medium none; outline: medium none; font-family: Tahoma,bkoodak; line-height: 22px; font-size: 12px; text-decoration: none;" /><strong>در آیینه آثار</strong><br style="margin: 0px; padding: 0px; border: medium none; outline: medium none; font-family: Tahoma,bkoodak; line-height: 22px; font-size: 12px; text-decoration: none;" />با اینکه سید جمال الدین اسدآبادی از ده سالگی همواره در سفر به سر برده و مشغول مبارزه بوده است ، در هر زمانکه فرصتی به دست می آورد در امر تالیف و تصنیف تلاش کرده است . از این رو آثارمکتوب این مرد بزرگ را به دو دسته می توان تقسیم کرد:<br style="margin: 0px; padding: 0px; border: medium none; outline: medium none; font-family: Tahoma,bkoodak; line-height: 22px; font-size: 12px; text-decoration: none;" />الف : آثاری در موضوعاتمختلف که نام برخی از آنها به شرح زیر است.<br style="margin: 0px; padding: 0px; border: medium none; outline: medium none; font-family: Tahoma,bkoodak; line-height: 22px; font-size: 12px; text-decoration: none;" />۱٫تتمه البیان فی تاریخالافغان<br style="margin: 0px; padding: 0px; border: medium none; outline: medium none; font-family: Tahoma,bkoodak; line-height: 22px; font-size: 12px; text-decoration: none;" />۲٫القضا و القدر<br style="margin: 0px; padding: 0px; border: medium none; outline: medium none; font-family: Tahoma,bkoodak; line-height: 22px; font-size: 12px; text-decoration: none;" />۳٫اسلام و علم<br style="margin: 0px; padding: 0px; border: medium none; outline: medium none; font-family: Tahoma,bkoodak; line-height: 22px; font-size: 12px; text-decoration: none;" />۴٫نیجریه یا ناتورالیسم<br style="margin: 0px; padding: 0px; border: medium none; outline: medium none; font-family: Tahoma,bkoodak; line-height: 22px; font-size: 12px; text-decoration: none;" />۵٫الوحده الاسلامیه<br style="margin: 0px; padding: 0px; border: medium none; outline: medium none; font-family: Tahoma,bkoodak; line-height: 22px; font-size: 12px; text-decoration: none;" />۶٫الواردات فی سر التجلیات<br style="margin: 0px; padding: 0px; border: medium none; outline: medium none; font-family: Tahoma,bkoodak; line-height: 22px; font-size: 12px; text-decoration: none;" />ب : نامه ها، سخنرانیها، مقالات، مذاکرات و مصاحبه ها. که تعدای از اینها با عناوین((مقالات جمالیه))، نامه های سیدجمال الدین))،((شرح حال وآثار سید جمال الدین))یا در کتابهایی که پیرامونزندگی و آرمان سید نوشته شده به چاپ رسیده است.<br style="margin: 0px; padding: 0px; border: medium none; outline: medium none; font-family: Tahoma,bkoodak; line-height: 22px; font-size: 12px; text-decoration: none;" />یادش گرامی و راهش پر رهروباد.</p><p style="padding: 0px; border: medium none; outline: medium none; font-family: Tahoma,bkoodak; line-height: 1.8em; font-size: 12px; text-decoration: none; color: rgb(51, 51, 51);">[۱]اقتباس از: شرح حال و آثار سید جمال الدین اسد آبادی ، لطف اللهجمالی</p><p style="padding: 0px; border: medium none; outline: medium none; font-family: Tahoma,bkoodak; line-height: 1.8em; font-size: 12px; text-decoration: none; color: rgb(51, 51, 51);">[۲]همان</p><p style="padding: 0px; border: medium none; outline: medium none; font-family: Tahoma,bkoodak; line-height: 1.8em; font-size: 12px; text-decoration: none; color: rgb(51, 51, 51);">[۳]اسناد و مدارک درباره سید جمال الدین ، صفات الله جمالی.</p><p style="padding: 0px; border: medium none; outline: medium none; font-family: Tahoma,bkoodak; line-height: 1.8em; font-size: 12px; text-decoration: none; color: rgb(51, 51, 51);">[۴]همان ، ص ۲۰۵ و ۲۰۶٫</p><p style="padding: 0px; border: medium none; outline: medium none; font-family: Tahoma,bkoodak; line-height: 1.8em; font-size: 12px; text-decoration: none; color: rgb(51, 51, 51);">[۵]اسناد و مدارک درباره سید جمال الدین اسد آبادی.</p><p style="padding: 0px; border: medium none; outline: medium none; font-family: Tahoma,bkoodak; line-height: 1.8em; font-size: 12px; text-decoration: none; color: rgb(51, 51, 51);">[۶]سید جمال الدین پایه گذار نهضتهای اسلامی ، ص ۲۴٫</p><p style="padding: 0px; border: medium none; outline: medium none; font-family: Tahoma,bkoodak; line-height: 1.8em; font-size: 12px; text-decoration: none; color: rgb(51, 51, 51);">[۷]شرح حال سید جمال الدین اسد آبادی ، ص ۲۹ و ۳۰٫</p><p style="padding: 0px; border: medium none; outline: medium none; font-family: Tahoma,bkoodak; line-height: 1.8em; font-size: 12px; text-decoration: none; color: rgb(51, 51, 51);">[۸]همان ، ص ۳۱؛ سید جمال الدین حسینی پایه گذار نهضتهای اسلامی ، ص ۲۵٫</p><p style="padding: 0px; border: medium none; outline: medium none; font-family: Tahoma,bkoodak; line-height: 1.8em; font-size: 12px; text-decoration: none; color: rgb(51, 51, 51);">[۹]شرح حال و آثار سید جمال الدیناسد آبادی ، ص ۳۱ و ۳۲</p><p style="padding: 0px; border: medium none; outline: medium none; font-family: Tahoma,bkoodak; line-height: 1.8em; font-size: 12px; text-decoration: none; color: rgb(51, 51, 51);">[۱۰]خاطرات سید جمال الدین.</p><p style="padding: 0px; border: medium none; outline: medium none; font-family: Tahoma,bkoodak; line-height: 1.8em; font-size: 12px; text-decoration: none; color: rgb(51, 51, 51);">[۱۱]نقش سید جمال الدین در بیداری مشرق زمین ، ص ۶۱٫</p><p style="padding: 0px; border: medium none; outline: medium none; font-family: Tahoma,bkoodak; line-height: 1.8em; font-size: 12px; text-decoration: none; color: rgb(51, 51, 51);">[۱۲]همان ، ص ۶۲٫</p><p style="padding: 0px; border: medium none; outline: medium none; font-family: Tahoma,bkoodak; line-height: 1.8em; font-size: 12px; text-decoration: none; color: rgb(51, 51, 51);">[۱۳]سید جمال الدین حسینی پایهگذار نهضتهای اسلامی ، ص ۹۲</p><p style="padding: 0px; border: medium none; outline: medium none; font-family: Tahoma,bkoodak; line-height: 1.8em; font-size: 12px; text-decoration: none; color: rgb(51, 51, 51);">[۱۴]نهضتهای اسلامی در صد سالهاخیر، مرتضی مطهری ، ص ۲۰</p><p style="padding: 0px; border: medium none; outline: medium none; font-family: Tahoma,bkoodak; line-height: 1.8em; font-size: 12px; text-decoration: none; color: rgb(51, 51, 51);">[۱۵]مفخر شرق ، غلامرضا سعیدی ، س ۶۲٫</p><p style="padding: 0px; border: medium none; outline: medium none; font-family: Tahoma,bkoodak; line-height: 1.8em; font-size: 12px; text-decoration: none; color: rgb(51, 51, 51);">[۱۶]سید جمال الدین حسینی پایهگذار نهضتهای اسلامی ، ص ۹۶</p><p style="padding: 0px; border: medium none; outline: medium none; font-family: Tahoma,bkoodak; line-height: 1.8em; font-size: 12px; text-decoration: none; color: rgb(51, 51, 51);">[۱۷]نقش سید جمال الدین در بیداریمشرق زمین ، ص ۷۲، ۷۳٫ سیری در اندیشه سیاسی غرب ، ص ۹۸</p><p style="padding: 0px; border: medium none; outline: medium none; font-family: Tahoma,bkoodak; line-height: 1.8em; font-size: 12px; text-decoration: none; color: rgb(51, 51, 51);">[۱۸]سید جمال الدین حسینی پایه گذار نهضتهای اسلامی ، ص ۹۶٫</p><p style="padding: 0px; border: medium none; outline: medium none; font-family: Tahoma,bkoodak; line-height: 1.8em; font-size: 12px; text-decoration: none; color: rgb(51, 51, 51);">[۱۹]شرح حال و آثار سید جمال الدین ، ص ۳۷ و ۳۸٫</p><p style="padding: 0px; border: medium none; outline: medium none; font-family: Tahoma,bkoodak; line-height: 1.8em; font-size: 12px; text-decoration: none; color: rgb(51, 51, 51);">[۲۰]زندگانی و فلسفه اجتماعی و سیاسی سید جمال الدین ، ص ۳۸٫</p><p style="padding: 0px; border: medium none; outline: medium none; font-family: Tahoma,bkoodak; line-height: 1.8em; font-size: 12px; text-decoration: none; color: rgb(51, 51, 51);">[۲۱]مفخر شرق ، ص ۸۶ و ۷۶٫</p><p style="padding: 0px; border: medium none; outline: medium none; font-family: Tahoma,bkoodak; line-height: 1.8em; font-size: 12px; text-decoration: none; color: rgb(51, 51, 51);">[۲۲]زندگانی و فلسفه اجتماعی و سیاسی سید جمال الدین ، ص ۴۰ و شرححال و آثار سید جمال الدین اسد آبادی ، ص ۳۸ و ۳۷٫</p><p style="padding: 0px; border: medium none; outline: medium none; font-family: Tahoma,bkoodak; line-height: 1.8em; font-size: 12px; text-decoration: none; color: rgb(51, 51, 51);">[۲۳]نقش سید جمال الدین در بیداری مشرق زمین ، ص ۲۲٫</p><p style="padding: 0px; border: medium none; outline: medium none; font-family: Tahoma,bkoodak; line-height: 1.8em; font-size: 12px; text-decoration: none; color: rgb(51, 51, 51);">[۲۴]مجموعه مقالات سواد و بیاض ، ایرج افشار، جلد دوم ، ص ۲۲۶ – ۲۳۲٫</p><p style="padding: 0px; border: medium none; outline: medium none; font-family: Tahoma,bkoodak; line-height: 1.8em; font-size: 12px; text-decoration: none; color: rgb(51, 51, 51);">[۲۵]سید جمال الدین حسینی پایهگذار نهضتهای اسلامی ، ص ۲۳۱</p><p style="padding: 0px; border: medium none; outline: medium none; font-family: Tahoma,bkoodak; line-height: 1.8em; font-size: 12px; text-decoration: none; color: rgb(51, 51, 51);">آثار:<br style="margin: 0px; padding: 0px; border: medium none; outline: medium none; font-family: Tahoma,bkoodak; line-height: 22px; font-size: 12px; text-decoration: none;" />القضا و القدر<br style="margin: 0px; padding: 0px; border: medium none; outline: medium none; font-family: Tahoma,bkoodak; line-height: 22px; font-size: 12px; text-decoration: none;" />اسلام و علم<br style="margin: 0px; padding: 0px; border: medium none; outline: medium none; font-family: Tahoma,bkoodak; line-height: 22px; font-size: 12px; text-decoration: none;" />تتمه البیان فی تاریخ الافغان<br style="margin: 0px; padding: 0px; border: medium none; outline: medium none; font-family: Tahoma,bkoodak; line-height: 22px; font-size: 12px; text-decoration: none;" />نیجریه یا ناتورالیسم<br style="margin: 0px; padding: 0px; border: medium none; outline: medium none; font-family: Tahoma,bkoodak; line-height: 22px; font-size: 12px; text-decoration: none;" />الوحده الاسلامیه<br style="margin: 0px; padding: 0px; border: medium none; outline: medium none; font-family: Tahoma,bkoodak; line-height: 22px; font-size: 12px; text-decoration: none;" />الواردات فی سر التجلیات<br style="margin: 0px; padding: 0px; border: medium none; outline: medium none; font-family: Tahoma,bkoodak; line-height: 22px; font-size: 12px; text-decoration: none;" />مقالات جمالیه</p></div><br class="Apple-interchange-newline" />
]]></description>
<pubDate>Sat, 2 Mar 2013 07:34:20 GMT</pubDate>
<dc:creator>Bonyad-Toloo</dc:creator>
<guid isPermaLink="false">http://bonyad-toloo.samenblog.com/103.html</guid>
</item>
</channel>
</rss>